آنچه گذشت ... - سراي انديشه
دشمن ترينِ بندگان نزد خداوند سبحان، کسي است که جز در انديشه شکم و شرمگاهش نيست . [امام علي عليه السلام]
وضعيت من در ياهو
يــــاهـو
کل بازديدهاي وبلاگ
16049
بازديدهاي امروز وبلاگ
38
بازديدهاي ديروز وبلاگ
38
منوي اصلي

[خـانه]

[  RSS  ]

[شناسنامه]

[پست الکترونيــک]

[ورود به بخش مديريت]

درباره خودم
آنچه گذشت ... - سراي انديشه
سيد محمد حسن مخبر[68]
لذت تخصيص تو وقت خطاب/ آن کند که نايد از صد خم شراب/ چون که مستم کرده اي حدّم مزن/ شرع مستان را نبيند حد زدن/ چون شوم هوشيار آن گاهم بزن/ که نخواهم گشت خود هشيار من
لوگوي وبلاگ
آنچه گذشت ... - سراي انديشه
فهرست موضوعي يادداشت ها
کهنه نگاشته ها
آنچه گذشت ... [65]
شما هم ببینید

کتاب تازه حضرت آيت الله جوادي آملي درباره امام زمان(ع) [16]
دو نظر ، يک قضاوت [17]
ازدواج سنّ تقويمي ندارد [12]
چرا برخي دير ازدواج مي کنند؟ [12]
10 راز براي بهتر زيستن [12]
آخرين تصاوير از حرم امام هادي(ع) در سامرا [15]
تمايل دختران به جلوه‌گري فطري نيست [31]
ماشا، مانکني که مسلمان شد+تصوير [36]
بهايي که يک بانوي محجبه پرداخت+ عکس [50]
آيت‌الله خامنه‌اي: شريعتي، يک چهره مظلوم [27]
نظريه آيت الله صانعي در مورد اجراي حدود در عصر غيبت [27]
فيلم توضيح آيت‌الله‌ بهجت درباره قمه‌‌زني [60]
از نقد تا تخريب ( قسمت سوم و آخر ) [80]
از نقد تا تخريب (قسمت دوم ) [74]
از نقد تا تخريب ( قسمت اول ) [66]
[آرشيو(17)]

اوقات شرعي
دوستان همدل
به برادرم مسيح

نشانه های آخر زمان
بهترين آرزو هايم تقديم تو باد.
اميدزهرا
وب نوشت
سرزمين ...
صهباي انديشه ( نوشته هاي علمي تر و مفصل ترم )
دختر و پسر
حزب اللهي مدرنيته
کالبد شکافي جون مرغ تا ذهن آدميزاد !
کانون مطالعاتي جهاد دانشگاهي واحد الزهراء(س)
پوست کلف
... حبل المتين ...
.::..:: مرکز بهترين ها ::..::.
شفاعت
مکتب وحي
لبـــــگزه
شيعه مذهب برتر Shia is super relegion
زورخانه بابا علي
گل دختر
مفرد مؤنث غائب
حرفاي خودموني من
پياده تا عرش
روانشناسي آيناز
تکنولوژي کامپيوتر
دست خط ...
.:: رمز موفقيت ::.
ياس کبود
هيات محبان بقيه الله عجل الله تعالی (شهرک آب ساری)
طالب يار
صداي نسل نو
دم مسيحايي
بر دلم بود ...
. : آدم و حوا : .
نهج البلاغه -راه و روش شيوايي
شب نوشت
دوستانه
آغاز راه
عاشقانه
-:-راهي به سوي کمال-:-
جور وا جور
صميمانه ...
خلوت تنهايي
در همه حال بگو سپاس
توهمات قرن 21
هرچه مي خواهد دل تنگت بگو(مشاوره)
مولاي غريب
هيئت رهروان شهدا
وبلاگ تخصصي حقوق
زيباترين شکيب
راز و نياز با خدا
ترنم بهاري
پرواز
نقطه
من او
شب و تنهايي عشق
دلنوشته هاي يک دختر طلبه
مستانه
و خدایی که در این نزدیکیست
فقط خدا رو عشقه
حقيقت بهائيت
حديث عشق ( فرمايشاتي از مرحوم حاج اسماعيل دولابي )
نقد مَلَس
عصمت infallibility
با من حرف بزن
عدل الهي Divine Justice
حرم دل
بدون شرح
مزار بي نشان
هشتي ( داداش متين )
ساغر مينايي ( وبلاگي متفاوت از خودم )
ساغر هستي
وبلاگ شخصي محمد جواد ايزدپناه
حاج آقا مسئلة
حافظ غم دل با که بگويم ...
روز وب
حديث عشق
بهانه ( حجت الاسلام عزيزي )
من دل
لذت حضور
عشق الهي
احمد زاده
ديداري با اهل قلم
در هوايت بيقرار م روز و شب
دل آرام
راوي
چارقد
صراط ( آقاي حسن شمس )
دفاع مقدس جهاني
و پيامي در راه
تجارت الکترونيک
ازدواج
در سايه ي محبت
حسني وبلاگ
مـــر گ بــــر ا ســــر ا ئــــيــــل
ندار
وبلاگ گروهي مطلع الفجر
موجيم که آسود گي ما عدم ماست...
دل آرام
منطقه‏ ممنوعه
وبلاگ گروهي گراش آنلاين
گلخانه
دنياي من
برکه آبي

لوگوي یاران





































جستجوي وبلاگ
 :جستجو

با سرعتي بي نظير و باور نکردني و اعجاب انگيز متن يادداشتهارا کاوايش کنيد!

پیغام سروش
اشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 
پارسي بلاگ
www.parsiblog.com
   1   2   3   4   5   >>   >

نويسنده مطالب زير:   سيد محمد حسن مخبر  

عنوان متن + از هدف تا انتخاب چهارشنبه 5 تير 1387  ساعت 3:9 عصر

گاهي در زندگي اتفاقات مهمي مي افتد که ناچار روند حرکت تان را تغيير مي دهد و شما را در موقعيتي قرار مي دهد که بايد تصميم بگيريد ، تصميمي که گاهي نياز به از خود گذشتن و پا گذاشتن روي دلخواه هايتان دارد. در چنين شرايطي ارزش اهدافي که در زندگيتان مشخص مي کنيد و نوع جهانبيني شما در اتخاذ تصميم درست ، دخالت مستقيم دارد.


نسبت ميزان اعتبار ارزش اهدافتان ، با نوع نگرش شما به جهان و جايگاهي که آن هدف در تعامل با جهان بيني شما دارد نسبتي مستقيم است . به اين معني که تعريف شما از جهان هستي و درک تان از جايگاه خودتان و نيز مسئوليتي که براساس آن جهان بيني و نسبت به تمام مراتب هستي متوجه شماست مؤلفه هايي هستند که ميزان اعتبار اهداف مختلفتان را در زندگي مشخص مي کنند .


بر اساس جهان بيني توحيدي مجموعه اهداف انسان را مي توان اينچنين تقسيم کرد :


1-      هدف غايي حيات انسان که همانا رسيدن به مقام منيع عبوديت الهي است . مقامي که در پرتو آن جز خداي سبحان را نبيند و جز او را اطاعت نکند و از هر قيد و بندي جز حلقه عبادت و اطاعت او رها گردد و رضاي ذات اقدس او را به دست آورد . اين هدف که رسيدن به آن بالاترين کمال انسان است چونان خورشيدي پر فروغ مي بايست بر تمام شئون انسان و اهداف مياني و ابتدائي او پرتو افکند .


2-      اهداف مياني و متوسط زندگي که در طول هدف غايي ( تابع هدف نهايي ) و با جهت گيري به سوي نيل به آن هدف نهايي تنظيم مي شوند . اين اهداف در مراتبي عناوين کلّي و در مراتبي عناوين جزئي و مشخص دارند و موارد کلّي آن بسياري از اهداف ابتدائي انسان را شامل مي شوند. اهداف مياني به نوبه خود عرض عريض و مراتب طولي مختلفي دارند که برخي از حيث ارزش و نيز دايره شمول نتايج آنها ، از برخي ديگر برترند .


3-      اهداف ابتدائي که غالباً جزئي تر و سطحي تر و سهل الوصول ترند . اين دسته از اهداف دايره شمول بسيار محدودي دارند به نوعي که غالباً جز شخص هدفمند را مورد تأثير قرار نمي دهند . اهداف ابتدائي معمولاً ابزاري براي نيل به اهداف مياني ما هستند و خودشان به طور مستقل مورد توجه قرار نمي گيرند.


اين ما هستيم که با داشتن درک روشني از خود ، ديگران و جهان هستي ، موظفيم اهداف مياني و ابتدائي زندگي مان را در طول هدف نهايي خلقتمان انتخاب کرده و آنها را سامان دهيم . در اين مسير گاه پيش مي آيد که براي هدف بالاتري که هم از درجه اهميت و ارزشي بالاتر و هم از دايره شمول بيشتري برخوردار است برخي از اهداف مياني را که در مرتبه پائين تري قرار دارند رها کرده و جهت زندگيتان را در مسير ديگري قرار دهيد .


اين اتفاق براي من افتاد و پس از چند سال کار مداوم و ارتباط نزديک و صميمي با شاگردانم ( که حالا در حکم فرزندانم هستند) مرا واداشت تا با تغيير برخي اهداف مياني زندگي ام و تغيير جهت روند حرکتم ، علي رقم ميل و علاقه ام ، آنها را براي رسيدن به مقصد و مقصودي والاتر ترک کنم . مقصد و هدفي که پرداختن به آن را در درجه اوّل ، تکليفي الهي ميدانم .


اين رنج طاقت سوز را با خدا در ميان مي گذارم و جبران اين اندوه را چه براي خود و چه براي فرزندان علمي ام ، از او مي خواهم چرا که او بهترين جبران کننده است .


از شاگردان خوبم ، خواهران بزرگوارم و فرزندان گرامي ام براي تحمل مشقت ايام تصديع و احياناً ناروائي هاي اخلاقي و رفتاري ام صميمانه پوزش مي طلبم و اميدوارم مرا از دعاي خيرشان محروم نفرمايند و يقين داشته باشند که دعاي خير من همواره همراه شان خواهد بود .


اميدوارم چنانم که کار بسته بر آيد


وصال چون به سر آمد فراق هم به سر آيد


  رد پای مهربانی  ( )

نويسنده مطالب زير:   سيد محمد حسن مخبر  

عنوان متن + هنوز زنده است پنجشنبه 30 خرداد 1387  ساعت 12:25 صبح

شهيدي که به تنهايي يک امت بود

چند روز پيش وقتي داشتم باتفاق خانواده ام از منزل پدري به قم مراجعت مي کردم توفيقي داشتم تا به زيارت قبور شهدا و از جمله آنها به زيارت مزار پدر شهيدم بروم . اگر گذرتان به قطعه 24 بهشت زهراي تهران افتاده باشد به احتمال قوي به ساختمان يادمان شهداي هفتم تير هم سري زده ايد . بنايي زيبا که اکنون قبور مطهر شهداي سانحه حزب جمهوري و رئيس جمهور بي مانند جمهوري اسلامي شهيد رجائي و نخست وزير دانشمندش شهيد حجت الاسلام باهنر و برخي ديگر از شهداي خادم انقلاب را در خود جاي داده است و به زيارتگاه مزار آنان بدل شده است و مزار مطهر شهيد مظلوم آيت الله دکتر سيد محمد حسيني بهشتي (قدس سره) در ميان آن ستاره گان چونان خورشيد مي درخشد .


قصد ندارم از ايشان يا ساير شهدا سخن بگويم اين بار مي خواهم از چيزي سخن بگويم که در عصر منفعت طلبي انسانها و در ميان هياهوي سود جوئي ها ، تکاثر انديشي ها ، بي اعتمادي ها و دنيا زدگي ها براي من غريب و شگفت مي نمود . چيزي که نشان مي داد انسانها نه با بدنها، نامها و عنوان‏هايشان بلکه با روح و انديشه‏شان زنده مي مانند.


نزديک درِ بناي مذکور ميزي چيده بودند و روي آن آثار منتشر شده آيت الله شهيد دکتر بهشتي را منظم چيده بودند. از آنجا که شخصيت آن شهيد والامقام برايم بسيار جذاب و گيراست ناخودآگاه به سوي کتابهايش کشيده شدم . کتابها را به همسرم ، دخترانم و مادر همسرم که همراهمان بود نشان مي دادم و از نويسنده اش سخن مي گفتم . چند اثر از ان شهيد بزرگوار را در منزل داشتم اما آنچه مي ديدم از آن چند اثر بيشتر بود . خيلي دلم مي خواست که پول کافي با خودم داشتم و ميتوانستم يک دوره کامل آنها را تهيه کنم اما چه سود که کيسه تهي بود و افسوس بسيار . مادر همسرم نيز جذب چند اثر از آثار آن بزرگوار شده بود و در دل خيال خريد آنها را سبک و سنگين مي کرد .


پير مردي آرام ، مهربان و متين به سويمان آمد و انگار که از اوضاع نامطلوب جيبمان و اشتياقمان به آثار شهيد بهشتي با خبر شده بود آهسته گفت : اگر کتابهاي شهيد بهشتي را مي خواهيد نگران مبلغش نباشيد . هر قدر که مي خواهيد برداريد و با خودتان ببريد من به شما شماره حساب مي دهم وقتي به شهرتان رسيديد پولش را به حساب بريزيد .


من که فکر مي کردم پير مرد دستمان مي اندازد خنده اي کردم و با تعجب پرسيدم : شوخي مي کنيد ؟ خيلي جدي گفت : نه . پسر آقا ( يعني شهيد بهشتي ) گفته اند مردمي که اينجا مي آيند مسافرند و ممکن است يا پول همراهشان نداشته باشند و يا در مسير سفرشان به آن احتياج داشته باشند . شما هر کس کتاب خواست به او بدهيد و بعد شماره حساب هم بدهيد وقتي به شهرشان رفتند خودشان به حساب بريزند .


حالا نه تنها من که همه همراهانم هم متعجب شده بودند! با تعجب بيشتري پرسيدم : خوب اگر کسي پول را به حساب نريخت چه ؟ لبخند زد و گفت : کساني که مشتاق شهيد بهشتي هستند غالبا اهل اين نيستند که دين و بدهکاريشان را ندهند حالا بر فرض که از هزار نفر يک نفر هم هزينه کتابها را نپرداخت ما که نبايد به خاطر آن يک نفر بقيه علاقه مندان به افکار شهيد بهشتي را از کتابهاي ايشان محروم کنيم .


احساس فوق العاده اي داشتم . مثل کسي بودم که در گرماي سوزان کوير قدحي از آب خنک و گورا را مي چشد . هنوز آنچه را مي ديدم و مي شنيدم سخت باور مي کردم . در زماني که بسياري از مدعيان علم ، فرهنگ و حتي دين نگاهشان به آمار بالاي فروش و درآمدهاي حاصله از آنهاست و در روزگاري که بي اعتمادي به ديگران اصل اوليه و مسلّم مراودات آدمها شده است، نسيم بهشتي ِ خُلق ِ کريمانه آن شهيد مظلوم اينبار از کنار مزار مطّهرش و از لابلاي سطور نوشته هايش و از عطر سخن مردي که خود را بيش از شانزده سال خادم مزار مطّهر شهيدان بخصوص شهيد بهشتي مي دانست مشام جانم را نوازش مي کرد .بي اختيار بلند تر از صداي معمول فرياد زدم که : از شهيد بهشتي و ارادتمندان روح والا و انديشه جاودانش جز اين خُلق کريمانه انتظار نبود .


آن لحظه احساس مي کردم گويا خود اوست که چنين مهربان و دلسوز به اعتلاي دانش و ايمان هم وطنان و هم کيشانش فکر مي کند و در اين مسير همت گماشته است . کتابها را بيش از يک دوره خريداري کرديم و تخفيف خوبي هم گرفتيم . هنوز کار نوشتن فاکتور کتابها به اتمام نرسيده بود ، پير مرد که حالا گفتار و رفتارش برايم عطر خُلق کريمانه بهشتي (قدس سره) مي داد سراغ دخترانم رفت و به هر يک مناسب سنّش هديه اي تقديم کرد و پوشش برتر دخترانم را بهانه پيشکشي هايش ساخت . پول کتابها را با همکاري تمام خانواده جفت و جور کرديم (هر کس هر چه پول داشت رو کرد) و در ميان اصرار پير مرد بر پول ندادن و رفتن ،  آن مبلغ را به او تقديم کرديم و لبخند بر لب و دلشاد از اين روزي عظيم و رزق کريمي که خداوند نصيبمان کرده بود بناي يادمان را ترک کرديم .


يقين دارم که با آنچه در آن مکان نوراني ديديم تا وقتي کودکانم زنده اند شهيد بهشتي و خلق کريمانه او را که از خادم مزارش ديده بودند فراموش نخواهند کرد .


  رد پای مهربانی  ( )

نويسنده مطالب زير:   سيد محمد حسن مخبر  

عنوان متن + امام دين باوران چهارشنبه 15 خرداد 1387  ساعت 3:21 عصر

 

 


السلام عليک يا روح الله


فرا رسيدن نيمه خرداد ياد آور درد جانسوز رحلت پدر پير امت اسلامي است . مردي که با گذشت نوزده سال از رحلتش هنوز هم يادش ، نامش ، تصويرش و خاطراتش موجب ميشود تا داغ هميشه تازه فراق در دل فرزندانش سر باز کند و اشک را ميهمان چشمان اندوهگين شان سازد . يقيناً مويه کردن در غم رحلت او  مرحمي بر زخم فراق اوست و جز اين اشک ريختن ها و در فراق سوختن ها چه چيز چاره اين آتش بر افروخته در قلوب ما را خواهد کرد .


ز دو ديده خونفشانم ز غمت شب جدائي   ***   چه کنم که هست اينها گل باغ آشنائي


نمي خواهم با او درد دل بگويم و نمي خواهم برايش عاشقانه بنويسم که اين روز ها همه با او درد دل مي کنند و برايش عاشقانه مي نويسند و مي سرايند . نمي خواهم درباره او از خاطره هاي محض بگويم چرا که خاطره را به اهل خاطره سپرده ام . مي خواهم درباره آموزه هاي بلند او سخن بگويم . حقايقي که روح خدائي روح خدا (قدس الله نفسه الزکيّه) به ما آموخت و حيات او در قلب ما و جامعه ما مرهون زنده داشتن و پويايي همان آموزه هاست . اگر خداي ناکرده آموزه هاي امام راحل را در قلب خويش و ساحت جامعه مان فراموش شده ببينيم  و يا از آنها به عنوان ابزاري براي رسيدن به منافع مختلف حزبي ، جناحي يا سياسي سوء استفاده کنيم و يا آنها را به شعارهايي تکراري و بي مغز تبديل کنيم  ، آن روز است که امام را به حقيقت از خانه خودش بيرون کرده ايم و  بايد بر رحلت حقيقي امام عزاي حقيقي بگيريم .


ايمان به يکپارچگي دين و لزوم سيطره آموزه هاي ديني بر تمامي شئون مختلف زندگي فردي ، اجتماعي ، فرهنگي و سياسي را مي توان از اساسي ترين آموزه هاي امام راحل دانست . متأسفانه بسياري از مسلمين و متأسفانه تر برخي از علماء و انديشمندان ديني ، اسلام را به عنوان مجمع الجزايري از آموزه هاي جدا و متباين مي شناسند به نوعي که نه تنها در خروجي هاي عملي انديشه اسلامي بلکه در حوزه موضوعات مختلف علمي آن هم ، اين تباين را به رسميت مي شناسند و ميان آنها تفکيک قائل مي شوند . عبادات را غير احکام اقتصادي ، اقتصاد را غير عبادي ، اعتقادات را بيرون از حوزه فقه ، تفسير و قرآن شناسي را بي ارتباط با سياست فقه و حقوق ، سياست و امور بين الملل را بيرون از حوزه آموزه هاي ضروري قرآن و عترت ، تعبد را در تضاد با عقلانيت ، عرفان را مباين با تعبد به شريعت ، زمان و مکان را خارج از حوزه اجتهاد و خلاصه هر جزئي از اسلام را مباين و بي ارتباط با اجزاء ديگر مي شناسند . گويي تلقي آنها از اجزاء مختلف دين مانند ذرات آرد است که در عين اجتماعشان از هم جدا و به هم بي ارتباطند .


سيره عملي امام (قدس الله سره) به ما آموخت تا اسلام را نه به عنوان يک واحد اعتباري (مانند لشگر که حقيقتي جز اجتماع افراد واحد ندارد) بلکه به عنوان حقيقت واحد مشککي (داراي مراتب) بدانيم که گر چه در مباحثات علمي موضوعات متفاوت و متباين پيدا مي کند اما اين تباين و اختلاف تنها در حوزه اعتبارات راه دارد و در حوزه حقيقت تمام مراتبِ اين حقيقتِ واحده ، عين يکديگرند و اگر با هم متفاوت ديده مي شوند منشاء اين تفاوت در ظهور و خفاء اوصاف آنهاست . در سيره و باور امام سياست نه چيزي در عرض دين که عين دين ، و اخلاق نه چيزي در عرض فقه که عين فقه ، و عرفان نه چيزي در تباين با تعقل ، تعبد و زهد که عين عبوديت و عقلانيت و زهد ، اقتصاد نه موضوعي جداي از عبوديت که عين آن و ... جلوه مي نمود به نوعي که وقتي از دريچه چشم امام راحل (قدس سره) به سياست و اقتصاد نظر مي انداختي اجراي سياستي مبنتي بر آموزه هاي اسلامي و اصلاح ساختار اقتصادي ، عملي عبادي و مقرِّب محسوب مي شود . بر خلاف ديگران که اخلاق ديني را در مسلخ سياست قرباني مي کنند و فقه را ناديده مي گيرند او سياستش اخلاقي و اخلاقش عرفاني و عرفانش عقلاني و عقلش شرعي و شرعش قرآني بود . سعه صدر ، احترام به مخالف غير معاند ، حفظ حريم کرامت اهل ايمان ، احترام به انسان ها و بسياري از آموزه هاي ديني ديگر ، از نقاط برجسته اي بود که در سيره امام راحل (قدس سره) به روشني قابل ملاحظه است .


در انديشه امام راحل (قدس سره) دين يک نهاد در عرض ساير نهادهاي اجتماعي تلقي نمي شود بلکه مهيمن و مسيطر و حاکم بر همه شئون فردي و اجتماعي انسان شناخته مي شود. در باور او سايه دين بر سر همه ابعاد عملي و نظري گسترده شده است به نوعي که حتي قوانين عادي جوامع اسلامي که با شرع در تعارض نيست در حکم قانون شرعي بوده و تخلف از آن حرام شرعي و فقهي محسوب مي گردد . در ديدگاه امام راحل (قدس سره) تقسيم شئون مختلف فردي و اجتماعي انسان به ديني و غير ديني، سخن به گزاف گفتن است چرا که دين حقيقتي متعالي است که همه شئون انسان را در بر مي گيرد و همواره درون و بيرون او را به امر خداي واحد رهبري مي کند .


اين هر دو نکته به نوبه خود معلول نگاه توحيدي امام راحل (سلام الله عليه) است . آنان که معني حقيقي توحيد را ادراک مي کنند و در توحيد ذات و صفات و افعال ذوب مي شوند همه چيز را در پرتو نور توحيد مي نگرند و يکسر از تکثر گرايي رها شده و به دامن وحدت چنگ مي زنند . تکثر ها در نگاه آنان به وحدت ارجاع مي شود و در عين کثرت از حقيقت واحد برخوردار خواهد بود .


وظيفه امروزين ما زنده داشتن و ترويج نگرش توحيدي و دين باورانه امام راحل است . نگرشي که در پرتو عمل به آن در عين تحزب ، به اختلاف و نزاع در نخواهيم افتاد و در عين کار سياسي به سياسي کاري دست نخواهيم زد . نگرشي که عمل به آن موجب مي شود تا سياستمان دوباره عين اخلاق و ديانتمان گردد و ديانتمان از انزواي خود ساخته و دشمن خواسته برهد . اگر امروزه از برخي همراهان اوليه انقلاب به بهانه حمايت از دين ، تصريحاً يا تلويحاً سخن از جدائي دين از سياست مي شنويم  بدان دليل است که نگاه ما به دين از نگاه امام راحل (قدس سره ) که همان نگاه اسلام ناب محمدي (ص) است فاصله گرفته است و اگر مي بينيم که برخي مدعيان حفظ اصول اسلام و انقلاب ، اخلاق را به مسلخ مي برند و به راحتي به بهانه غيرت ديني آبرو و جان ديگران را در معرض مخاطره قرار مي دهند به راحتي تهمت مي زنند و به سادگي آن را توجيه مي کنند بدان جهت است که تصويري کاريکاتور گونه از اسلام و انديشه هاي امام (قدس سره) رسم کرده اند .


برادران و خواهران بزرگوار من مباد روزي بر ما برسد که با بي رنگ شدن يا به شعارهاي زينتي بدل شدن نام ، ياد و انديشه هاي امام راحل (رضوان الله تعالي عليه) که در نقش آيات محکمات انقلاب اسلامي است در سوگ از دست رفتن روح خدا بنشينيم .


  رد پای مهربانی  ( )

   1   2   3   4   5   >>   >

تمام نگاشته هایم از دیروز تا امروز

[29/4/1387- 4:50 ص] روابط دختر ها و پسر ها ...!!! ( قسمت سوم )
[21/4/1387- 2:50 ع] روابط دخترها و پسرها...!!! (قسمت دوم )
[10/4/1387- 10:18 ع] روابط دخترها و پسرها ... !!! ( قسمت اول )
[آرشيو شده ها]


 

Powered by : پارسي بلاگ
Template Designed By : MehDJ