سيد محمد حسن مخبر - سراي انديشه
بهترينِ برادرانت، کسي است که با راستگويي اش تو را به راستگويي بخواند و با اعمال نيک خود ، تو را بهبرترينِ اعمال برانگيزد . [امام علي عليه السلام]
وضعيت من در ياهو
يــــاهـو
کل بازديدهاي وبلاگ
16050
بازديدهاي امروز وبلاگ
39
بازديدهاي ديروز وبلاگ
38
منوي اصلي

[خـانه]

[  RSS  ]

[شناسنامه]

[پست الکترونيــک]

[ورود به بخش مديريت]

درباره خودم
سيد محمد حسن مخبر - سراي انديشه
سيد محمد حسن مخبر[68]
لذت تخصيص تو وقت خطاب/ آن کند که نايد از صد خم شراب/ چون که مستم کرده اي حدّم مزن/ شرع مستان را نبيند حد زدن/ چون شوم هوشيار آن گاهم بزن/ که نخواهم گشت خود هشيار من
لوگوي وبلاگ
سيد محمد حسن مخبر - سراي انديشه
فهرست موضوعي يادداشت ها
کهنه نگاشته ها
آنچه گذشت ... [65]
شما هم ببینید

کتاب تازه حضرت آيت الله جوادي آملي درباره امام زمان(ع) [16]
دو نظر ، يک قضاوت [17]
ازدواج سنّ تقويمي ندارد [12]
چرا برخي دير ازدواج مي کنند؟ [12]
10 راز براي بهتر زيستن [12]
آخرين تصاوير از حرم امام هادي(ع) در سامرا [15]
تمايل دختران به جلوه‌گري فطري نيست [31]
ماشا، مانکني که مسلمان شد+تصوير [36]
بهايي که يک بانوي محجبه پرداخت+ عکس [50]
آيت‌الله خامنه‌اي: شريعتي، يک چهره مظلوم [27]
نظريه آيت الله صانعي در مورد اجراي حدود در عصر غيبت [27]
فيلم توضيح آيت‌الله‌ بهجت درباره قمه‌‌زني [60]
از نقد تا تخريب ( قسمت سوم و آخر ) [80]
از نقد تا تخريب (قسمت دوم ) [74]
از نقد تا تخريب ( قسمت اول ) [66]
[آرشيو(17)]

اوقات شرعي
دوستان همدل
به برادرم مسيح

نشانه های آخر زمان
بهترين آرزو هايم تقديم تو باد.
اميدزهرا
وب نوشت
سرزمين ...
صهباي انديشه ( نوشته هاي علمي تر و مفصل ترم )
دختر و پسر
حزب اللهي مدرنيته
کالبد شکافي جون مرغ تا ذهن آدميزاد !
کانون مطالعاتي جهاد دانشگاهي واحد الزهراء(س)
پوست کلف
... حبل المتين ...
.::..:: مرکز بهترين ها ::..::.
شفاعت
مکتب وحي
لبـــــگزه
شيعه مذهب برتر Shia is super relegion
زورخانه بابا علي
گل دختر
مفرد مؤنث غائب
حرفاي خودموني من
پياده تا عرش
روانشناسي آيناز
تکنولوژي کامپيوتر
دست خط ...
.:: رمز موفقيت ::.
ياس کبود
هيات محبان بقيه الله عجل الله تعالی (شهرک آب ساری)
طالب يار
صداي نسل نو
دم مسيحايي
بر دلم بود ...
. : آدم و حوا : .
نهج البلاغه -راه و روش شيوايي
شب نوشت
دوستانه
آغاز راه
عاشقانه
-:-راهي به سوي کمال-:-
جور وا جور
صميمانه ...
خلوت تنهايي
در همه حال بگو سپاس
توهمات قرن 21
هرچه مي خواهد دل تنگت بگو(مشاوره)
مولاي غريب
هيئت رهروان شهدا
وبلاگ تخصصي حقوق
زيباترين شکيب
راز و نياز با خدا
ترنم بهاري
پرواز
نقطه
من او
شب و تنهايي عشق
دلنوشته هاي يک دختر طلبه
مستانه
و خدایی که در این نزدیکیست
فقط خدا رو عشقه
حقيقت بهائيت
حديث عشق ( فرمايشاتي از مرحوم حاج اسماعيل دولابي )
نقد مَلَس
عصمت infallibility
با من حرف بزن
عدل الهي Divine Justice
حرم دل
بدون شرح
مزار بي نشان
هشتي ( داداش متين )
ساغر مينايي ( وبلاگي متفاوت از خودم )
ساغر هستي
وبلاگ شخصي محمد جواد ايزدپناه
حاج آقا مسئلة
حافظ غم دل با که بگويم ...
روز وب
حديث عشق
بهانه ( حجت الاسلام عزيزي )
من دل
لذت حضور
عشق الهي
احمد زاده
ديداري با اهل قلم
در هوايت بيقرار م روز و شب
دل آرام
راوي
چارقد
صراط ( آقاي حسن شمس )
دفاع مقدس جهاني
و پيامي در راه
تجارت الکترونيک
ازدواج
در سايه ي محبت
حسني وبلاگ
مـــر گ بــــر ا ســــر ا ئــــيــــل
ندار
وبلاگ گروهي مطلع الفجر
موجيم که آسود گي ما عدم ماست...
دل آرام
منطقه‏ ممنوعه
وبلاگ گروهي گراش آنلاين
گلخانه
دنياي من
برکه آبي

لوگوي یاران





































جستجوي وبلاگ
 :جستجو

با سرعتي بي نظير و باور نکردني و اعجاب انگيز متن يادداشتهارا کاوايش کنيد!

پیغام سروش
اشتراک در خبرنامه

نام:

ايميل:

 
پارسي بلاگ
www.parsiblog.com
   [آرشيو شده ها]

نويسنده مطالب زير:   سيد محمد حسن مخبر  

عنوان متن + روابط دختر ها و پسر ها ...!!! ( قسمت سوم ) شنبه 29 تير 1387  ساعت 4:50 صبح

دين اصلاً چه نوع روابطي را جايز مي داند ؟ همه چيز در قالب ازدواج دائم يا موقت ؟


رابطه بين زن و مرد در چارچوب احکام اسلامي در دو شکل کلّي تعريف مي شود . يا طرف رابطه از محارم شخص است يا نه . اگر از محارم شخص باشد (مثل همسر ، خواهر يا برادر ، خاله يا دائي ، عمه يا عمو ، خواهر زاده يا برادر زاده) رابطه با آنها جايز است الاّ رابطه جنسي که فقط با همسر – چه دائم و چه موقت – جايز است .


اما اگر طرف رابطه نامحرم باشد اعم از اين که فاميل باشد – مثل دختر خاله يا دختر عمه و دائي و عمو و ... – يا غير فاميل ، آنوقت هر نوع رابطه لمسي مانند دست دادن و بوسيدن و امثال آن و روابط چشمي مثل نگاه کردن به اعضاء بدن او که پوشش ندارد غير از گردي صورت و دستها تا مچ مطلقاً حرام است ؛ اما روابط گفتماني، اگر همراه با قصد لذت شهواني باشد و شخص از سخن گفتن با ديگري به دنبال کامجويي و ارضاي شهوتهاي گوناگون خود باشد چنين گفتگوئي از نگاه اسلام حرام محسوب مي شود .


اما نگاه کردن هاي عرفي که آلوده به کامجوئي و لذتهاي شهواني نيست و يا سخن گفتن هايي که با قصد لذت رساندن و يا لذت بردن همراه نيست مانعي ندارد . مانند روابط علمي که در ميان برخي دانشجويان و يا اساتيد جريان دارد و يا روابط کاري و اجتماعي تعريف شده اي که با زمينه هاي کامجوئي و تلذذ هاي شهواني همراه نيست و يا روابط محدود عرفي که ميان خانواده ها ، فاميل ، همسايه ها ، آشنايان و ... وجود دارد و از هر شائبه لذت رساني و لذت جوئي شهواني پاک و منزه است .


به طور کلّي مي توان گفت هر نوع رابطه ميان زن و مرد نامحرم اگر با قصد لذت رساني يا لذت بردن شهواني همراه باشد از نظر اسلام غير مجاز است و لذت رساني و لذت جويي شهواني فقط در قالب ازدواج شرعي (موقت يا دائم) مجاز خواهد بود .


در خصوص روابط پيش از ازدواج ، بنا به نظر برخي از مراجع عظام همانند حضرت آيت الله العظمي بهجت (دام ظله) اگر هيچ مانع شرعي بر سر راه ازدواج دختر و پسر وجود نداشته باشد و آنها هم قصد جدّي ازدواج داشته باشند سخن گفتن آنان که موجب آشنائي بيشتر به روحيات هم و ساير اموري مي شود که در زندگي آينده آنان تأثير جدّي دارد حتي بدون اجراي عقد هم بلا مانع است .


پس نمي توان گفت که تنها روابط مجاز زنان با مردان يا دختران با پسران تنها مي تواند در قالب عقد دائم يا موقت شکل بگيرد بلکه صحيح آن است که بگوئيم روابطي که در آن ميان دختر و پسر يا زن و مرد بده و بستان عاطفي منجر به ارضاء اميال شهواني يافت مي شود منحصراً بايد در قالب ازدواج دائم يا موقت شکل بگيرد و خارج از آن قطعاً غير مجاز است .


البته اين نکته را هم اضافه کنم که وقتي مي گوئيم (اميال شهواني) نبايد به آن بار منفي اخلاقي داد . اميال شهواني انسان ، موهبتي الهي است که اگر در جاي خود و به صورتي مشروع و معقول ارضاء شود موجب رشد روحي و نيز سلامت رواني ، عاطفي ، اجتماعي و حتي بهداشتي فرد و اجتماع مي شود . آنچه از نظر اخلاقي و شرعي بار منفي دارد شهواتي است که به صورت افراطي و با شکستن حريم هاي معقول و مشروع و خارج از بند و بارهاي ديني و اخلاقي ارضاء مي شوند .


قصد جدّي براي ازدواج يعني چي ؟ حرف جوان ها اين است که معلوم هم نيست اين آشنائي ها منجر به ازدواج بشود .


قصد جدي داشتن براي ازدواج به اين معني است که در ازدواج با هم مصمم اند و در پذيرش مسئوليتهاي شرعي زوجيت جدّي هستند و چيزي از موانع شرعي يا عرفي مانع تحقق ازدواج آنها نيست. قصد جدّي براي ازدواج يعني پذيرفتن فردي به عنوان همسر با تمام حقوق و وظافيش و تن دادن به تعهدي پايدار و دو طرفه و پذيرش همه حقوق و تکاليف همسري .


در بسياري از دوستي هاي امروزه چنين تعهدي وجود ندارد . به شهادت آمارهاي رسمي و غير رسمي اما کارشناسي شده موجود و نيز مراجعات مختلفي که من و ديگر دوستان که محل مراجعه و مشاوره جوانان هستند داريم  ، متأسفانه امروزه غالب روابط دختران و پسران رنگ سودجوئي و خوشگذراني و تفريح به خود گرفته است و حتي کمتر خبري از عشقهاي سالم و پاک در آنها مشاهده مي شود .


به شهادت علم روانشناسي به طور کلّي محرکِ ايجاد ارتباط در دختران عواطف و در پسرها اميال جنسي است. البته نمي خواهم بگويم که لزوماً در همه دختر و پسرها همينطور است اما روانشناسي ثابت کرده است که اين عوامل عمده ايجاد روابط است . و اين هم اصلاً چيز بدي نيست و نه امتيازي براي دختر هاست و نه نقيصه اي براي پسران . دست خلقت الهي ويژگي هاي رواني دختران و پسران را اينگونه آفريده است تا به اين وسيله چرخه زندگي و روابط خانوادگي ميان زوجين همواره متحرک و پويا باشد . آنچه بد است اين است که اين بديعه‏ي خلقت مورد سوء استفاده طغيانهاي شهواني قرار گرفته است .


 مرحوم شهيد علامه آيت الله مطهري (قدس سره ) در کتاب نظام حقوق زن در اسلام از قول روانشناسان مي نويسد : « مردها طالب جسم زنان هستند و زنها طالب قلب مردان ». اين يعني زنها در اصل پيدايش ارتباط و عمق آن قبل از هر چيز ديگري درگير احساسات قلبي خويش‏اند و آنچه در وهله اول براي آقايان در آغاز ارتباط و عمق آن اهميت دارد حس کردن وجود فيزيکي زني است که همسر آنها بوده يا خواهد بود .


وقتي رابطه اي ميان دختر و پسري شکل مي گيرد ، دختر ها با تمام قلبشان با آن درگير مي شوند . هيچ دختري که از نظر رواني سالم باشد نمي تواند همزمان چند مرد را تا سرحد ازدواج دوست بدارد . زيرا قلب دخترها با کسي که او را براي همسري بر مي گزينند چنان درگير روابط وفا مدار مي شود که  به هيچ فرد ديگري نمي انديشند . وقتي رابطه اي شکل مي گيرد قلب دخترها به تمامي با آن درگير مي شود و اگر وعده اي هم براي ازدواج مطرح شود آنوقت اين درگيري شديد تر مي شود . اين دو نکته به روابط و وابستگي ناشي از آن عمق بيشتري مي دهد . اما وقتي از سويي اين وعده به دلائل مختلفي تحقق نمي يابد و از سوي ديگر تا منتفي شدن قطعي و نهائي ازدواج ، رابطه همچنان در فضائي از اميد استمرار مي يابد ، پس از قطع اميد براي ازدواج ، بيشترين آسيب را طرفي مي خورد که بيشترين سرمايه گذاري عاطفي و رواني را روي آن رابطه کرده است .


مشکل ديگري که امروزه در دنيا بيشتر و در ايران کمتر با آن رو برو هستيم تبديل اين جايگاه ها و تغيير اين ويژگي هاست . دامن زدن به جنسي شدن فضاي روابط انسانها موجب شده است تا جاي طالب و مطلوب تغيير کند و باعث شده تا زن که از دير باز و مطابق با خقلتش مَظهر ناز بود ، نقش خود را با مردان عوض کرده و اکنون به مَظهر نياز بدل شود . کافي است کمي در سينماي مدرن امروز خصوصاً محصولات هاليوود به عنوان رسانه فرهنگ ساز و يا نمايش گر فرهنگ ، نظري بيفکنيد تا صدق اين ادعا برايتان آشکار شود . زناني که به محض آشنائي با مردان به دنبال آغاز رابطه اي جنسي پيش قدم مي شوند . همين تبديل و تبدل جايگاه ها ، زمينه هرج و مرج عاطفي و آنارشيم رابطه دختران و پسران را فراهم کرده است . در چنين شرايطي توقع وجود عشقهاي اصيل بيشتر به آرزو شبيه مي شود چرا که مبناي عشق هاي اصيل ديگر خواهي و مبناي اين شکل از روابط خود خواهي است .


امروزه پسر ها خيلي راحت با دختر ها ارتباط بر قرار مي کنند و دختر ها نيز به سادگي خود را در معرض اين رابطه قرار مي دهند بلکه در برخي موارد آغاز گر رابطه هستند . امروزه از نگاه برخي پسرها دوست شدن با دختران به قدري ساده مي نمايد که عوض کردن آن با رابطه متنوع تر و تازه تر ديگري به راحتي عوض کردن يک پيراهن است . بسياري از دخترها و پسرها در اثر همين هرج و مرج ( از کلمه بي بند و باري استفاده نمي کنم ، چون مرا وحشت زده مي کند ) انگيزه هايشان تغيير مي کند . آمار ها نشان مي دهد که بيشترين تغيير انگيزه در دختران به سوي کسب منافع مالي و در پسرها به سوي خوشگذراني و استفاده از دختران به عنوان زنگ تفريح ، منحرف شده است . در برخي موارد هم احساس کاذب پر کردن خلاء هاي شخصيتي بوسيله برقراري چنين ارتباطاتي انگيزه آغاز آن مي شود . در بسياري از مراجعاتي که داشتم مشاهده کرده ام که در روابطي که گاه تا آخرين حرکت زناشوئي هم پيش رفته اما به ازدواج منجر نشده است طرفين رابطه به کسب منفعت مالي حاصل از آن و يا تفريح انجام شده است و يا احساس تکميل موقت شخصيت ، رضايت داده اند. گوئيا عاطفه و عشق تغيير معني داده‏اند و در مسلخ نقائص شخصيتي يا طغيان هوس ها و شهوتها قرباني شده اند .


نمي خواهم با سياه نمائي کاذب اين معني را ترويج کنم که ديگر هيچ آدم سالمي وجود ندارد اما حقيقت تلخي که از پرونده هاي مختلف ، مراجعات متعدد و آمارهاي تکان دهنده به دست مي آيد اين است که امروزه فقط درصد بسيار محدودي از روابط دختران و پسران پاک آغاز شده ، ادامه يافته و با ازدواج شرعي و قانوني موفقي سرانجام مي گيرد .


... ادامه دارد


پ . ن . 1 = دوست نوجوانم آقا علي رضا هم به دنبال نوشته من مطلبي با ديدگاهي متفاوت نوشته است و از شما خواسته تا درباره ديدگاه هاي او هم اظهار نظر کنيد . بد نيست اگر فرصتي داريد به ايشان هم سري بزنيد . ( + )


  رد پای مهربانی  ( )

نويسنده مطالب زير:   سيد محمد حسن مخبر  

عنوان متن + روابط دخترها و پسرها...!!! (قسمت دوم ) جمعه 21 تير 1387  ساعت 2:50 عصر

مقصر اين وضعيّت کيست ؟


حقيقت اين است که نمي شود مقصّر مشخصي پيدا کنيم و انگشت روي شخص خاص يا نهاد خاصي بگذاريم ؛ چرا که عوامل مختلفي براي پيدايش اين شرايط دست به دست هم مي دهند. به اعتقاد من همه ما مقصّريم . خانواده ها مقصّرند ، آموزش و پرورش مقصّر است ، رسانه ملّي ، نهادهاي فرهنگي ، مديران و برنامه ريزهاي امور فرهنگي و اجتماعي ، مساجد ، مدارس ، حوزه ها ي علميه ، دانشگاه ها و همه همه مقصّريم .


چرا ؟! براي اين که همه ما فضاي جنسي را تقويت کرده ايم و فضاي انساني را مورد بي مهري قرار داده ايم . به عنوان مثال در مناسبات خانوادگي ، هر ابراز علاقه اي را محرکي جنسي تلقي کرديم و موجب شديم در خانواده ظهور عشق ، منحصر به کار کردن براي هم و نهايتاً گفت و شنود هاي روز مره بشود . مناسبات عاطفي و فيزيکي مانند در آغوش گرفتن و بوسيدن ، ميان والدين و بچه ها به بهانه هاي واهي مثل اين که : ديگه بزرگ شده، اين لوس بازي ها يعني چه ؟، اين حرکات زشته ! ، عادت مي کند و ...  تعطيل شده است . رابطه والدين در برابر ديدگان بچه ها به روابطي خشک و رسمي بدل شد . چرا؟ چون ما فضا را جنسي کرده بوديم و در اين فضا کنار هم نشستن زوجين ، دست انداختن و تکيه دادن به شانه هم ، بوسيدن گونه ، دست و يا حتي پيشاني يکديگر، استفاده از واژه هاي محبت آميزي مثل : عزيزم ، دوستت دارم و قربون و صدقه رفتن هاي پر عاطفه ، همه و همه حرکاتي محرک و جنسي تلقي مي شود . در صورتي که اين مناسبت در فضائي غير جنسي تجلّي روابط پاک و عاشقانه والدين با يکديگر و با فرزندانشان است . عشقي که همه ما به آن احتياج داريم .

اين عشق نيست .

تازه اين در خانواده هاي است که درگير مشکلات اخلاقي و منازعات و کشمکش هاي فراوان ميان والدين يا ميان والدين و فرزندان نيستند ! خانواده هايي که دچار چنين مشکلاتي هستند خودشان يک پروژه مستقل اند .


کودکي که در خانواده ، معني عشق و عاطفه را ياد نمي گيرد ، معني وفاداري ، دوست داشتن و پاک بودن را ياد نمي گيرد ؛ کودکي که ابراز عشق پدر و مادر را در فضائي غير جنسي تجربه نمي کند ؛ کودکي که از بوسه و آغوش پدر و مادر سهم اندکي دارد ، هرگز تفاوت عميق بين عشق و روابط سودجويانه را ادراک نخواهد کرد . اين در حالي است که روايات اسلامي و سيره نبي مکرم و امامان معصوم و علماء و دانشمندان ما مشحون از دستورات لطيفي است که روابط عاطفي ميان زوجين و والدين و فرزندان را تحکيم مي کند و حتي براي هر بوسه پدر و مادر بر روي فرزندش ، درجه اي در نزد خداي سبحان را نويد مي دهد و نگاه محبت آميز فرزندان به والدين و والدين به يکديگر را عبادت مي شمارد .


از اين بدتر آن که وقتي همين بچه ها با کرور کرور نيازهاي عاطفي ارضاء نشده بزرگ مي شوند و براي جبران خلاء هاي عاطفي به در و ديوار مي زنند و چه بسا به خطا مي افتند و به جاي انتخاب عشقي پاک ، به دامن دوستي ها و روابط مخاطره آميز امروزي مي افتند ، برخي از والدين به خيال تأمين آنچه خودشان از جوانشان دانسته يا نداسته دريغ کرده بودند مجوز چنين کاري را صادر مي کنند و گاهي خودشان هم در عمق يافتن آن سهيم مي شوند تا شايد بدينوسيله کمي از آنچه را که تباه کرده اند بازسازي کنند .


از خانواده ها که بگذريم بايد به سراغ آموزش و پرورش و ساير نهادهاي فرهنگي برويم . يک کودک حدّاقل 11 تا 12 سال تحت برنامه هاي رسمي آموزش و پرورش قرار دارد امّا ما هيچ برنامه اي جز آموختن برخي اطلاعات علمي برايشان نداريم . به تعبير ديگر فقط آموزش علمي داريم و نه پرورش يا آموزش زندگي . گذشته از اين که همين فضاي جنسي در آموزش و پرورش ما هم ناخودآگاه ترويج مي شود تا جائي که اسم پسر يا دختر با باري از معناي جنسي همراه ميشود .


اگر بخواهم در تحليل نقش هر يک از نهاد هايي که اسم بردم وارد بشوم فرصت بسياري مي خواهد . همينطور تحليل جريانهاي فکري مختلف مانند فمينيسم ، اومانسيم و پراگماتيسم... که در پيدايش چنين شرايطي دخيل هستند خود داستان مفصل ديگري است .


به هر حال نمي شود يکي را مقصّر دانست .غير از اين که به نظر من به دنبال مقصّر گشتن دردي از امروز ما را دوا نمي کند بهتر است به جاي مقصّر ، به جسجتوي راه کارهاي درمان اين مشکل باشيم .


يکي از جامعه شناسان ، اصلي ترين دلايل اين دوستي هاي بي رويه و سودجويانه را تبليغ ازدواج موقت و تابو کردن عشق اصيل خودمان مي دانند . نظر شما چيست ؟


بينيد اين جا چند مسأله مطرح است که بايد به همه آنها توجه کرد . فقه ما مسأله محور است و اين از نقاط قوّت فقه ماست . يعني اين که فقه بر اساس مسأله جواب مي دهد و با در نظر گرفتن تمام اجزاء سؤال و نسبت به همان شرايط و اجزاء پاسخ مي دهد . وقتي پرسيده مي شود که آيا ازدواج موقت در اسلام جايز است يا نه ؟ فقهاء معظم پاسخي را ارائه مي کنند که از متن منابع اسلامي و با در نظر گرفتن شرايط مسأله استنباط مي کنند . شاهد عرض ما اين است که در بسياري از استفتائات شما با واژه ( بنا بر فرض مذکور ) مواجه مي شويد و اين يعني اين که ، پاسخ ما بنا بر فرض و مسئله مطرح شده و با در نظر گرفتن شرايطي که در مسأله وجود دارد ، حکم آن چنين يا چنان است .


در مورد سؤال از اين که آيا ازدواج موقت در اسلام جايز است يا نه ؟ ثوابي بر آن مترتب هست يا نه ؟ و امثال آن پاسخ آري است . به هر حال بر اساس قرآن کريم و روايات معصومين مسلّماً ازدواج موقت امري مباح است . يک ازدواج است مانند ازدواج دائم اما با يک سري تفاوتهاي شکلي و حقوقي . ازدواج موقت به عنوان يک راه رسمي در اسلام مورد توجه نيست بلکه راهکاري پيشگيرانه است تا جامعه به فساد روابط و آميزشهاي نامشروع مبتلا نشود . چيزي که هست در ازدواج موقت ممکن است مشکل يک بخش جامعه – يعني مردها –  و گروه کوچکي از بخش ديگر - يعني زنهاي شوهر کرده اي که حالا بي سرپرستند و به حمايت همسرانه نيازمند اما علاقه به تعهدات سنگين ازدواج دائم ندارند  - حل بشود اما مشکل بخشي از جامعه مردان يعني آنهايي که مي خواهند بغير از همسر دائمشان هيچ تجربه جنسي ديگري نداشته باشند و نيز مشکل عمده دختران را حل نمي کند .


اساساً در اسلام اصل بر ازدواج دائم است نه موقت . اما اگر کسي در شرايطي قرار گرفت که قادر به خويشتنداري نيست ، شرايط ازدواج دائم را هم ندارد و راه کار حرام هم مهياست ، ازدواج موقت راهکار ديني براي عبور از اين بحران است . ازدواج موقت هرگز برکات ازدواج دائم را ندارد . علاوه بر برخي حقوق ازدواج دائم که در ازدواج موقت نيست محدوديت زماني آن ، عدم آرامش و ثبات رواني را به ارمغان مي آورد.


بله من هم في الجمله با نظر ايشان در تأثير نامطلوب ترويج ازدواج موقت در شرايط حاضر موافقم چرا که ازدواج موقت بيشتر جنبه جنسي دارد تا جنبه عاطفي ، درست بر خلاف ازدواج دائم که جنبه عاطفيش بر جنبه جنسي اش برتري دارد و بر همين اساس ترويج چنين چيزي مي تواند در جنسي کردن معناي روابط ميان زنان و مردان يا دختران و پسران تأثير فراواني بگذارد ؛ اما اين توافق به آن معنا نيست که قبول کنيم تنها عامل يا مؤثر ترين عامل رواج يافتن چنين ارتباطاتي ترويج ازدواج موقت بوده . امروزه از رسانه هاي تصويري و الکترونيکي گرفته تا بازي هاي رايانه اي ، از کتابهاي رمان تا فيلمهاي سينمائي و تا طراحي لباس ها و لوازم آرايشي و حتا تبليغات اجناس متنوع داخلي و خارجي و ... در جنسي کردن فضاي جامعه تأثيرات شگرفي دارد . حالا آيا مي توان گفت در ميان اين همه ، قوي ترين عامل جنسي شدن فضا و درافتادن روابط عاطفي و عشق اصيل ما به دامن روابط سودجويانه و بي بند و بار امروزين ، ترويج ازدواج موقت است ؟ آيا بر فرض محال اگر اساساً ازدواج موقت را تحريم مي کرديم فضاي جامعه تمام اسباب ديگر را که نام بردم ناديده مي گرفت و به فضائي غير جنسي بدل مي شد ؟ آيا در جاهاي ديگر غير از ايران و غير از پيراون مذهب حقّه تشيع ، که اصلاً نامي هم از ازدواج موقت نيست فضاي جنسي فضاي غالب روابط دختران و پسران نيست ؟ مؤثر دانستن نقش ترويج ازدواج موقت در جنسي شده فضاي اجتماع به اين معنا نيست که بايد از مشروعيت چنين عملي چشم بپوشيم و شرايط را به نحوي تغيير دهيم که اگر کسي به اين عمل مباح تن داد احساس گناه کند.


در خصوص تابو شده عشق اصيل البته کاملا موافقم . ( اين قسمت در اصل مصاحبه مطرح نشد ، اما به ياري خدا در سؤالي خارج از پرسشهاي مطرح شده به شکل مفصلي به آن خواهم پرداخت ).


... ادامه دارد


  رد پای مهربانی  ( )

نويسنده مطالب زير:   سيد محمد حسن مخبر  

عنوان متن + روابط دخترها و پسرها ... !!! ( قسمت اول ) دوشنبه 10 تير 1387  ساعت 10:18 عصر


چند روز پيش که دوستان همشهري جوان با من تماس تلفني گرفتند و در خواست مصاحبه اي با موضوع (عشقهاي امروزي) کردند گمان نمي کردم که از قريب 20 دقيقه گفتگو تنها چند سطر به چاپ برسد . البته مضيقه اي که دوستان همشهري جوان با آن درگير بوده اند اعم از کمبود فضا و تنظيم رسانه اي مصاحبه و ... برايم قابل فهم است اما نمي توانم راضي شوم که از همه حرفهايي که زديم فقط همين چند سطر و آن هم شکسته و بسته منتشر شود .


 با خويش گفتم اگر مجله نمي تواند همه آن چيزي را که انديشيدم و بيان کردم منعکس کند چرا از ظرفيّت  وبلاگ شخصي ام در بيان کامل حرفهايم غفلت کنم . بر همين اساس مصمم شدم تا به لطف خدا با همان ادبيات رسانه اي و بر اساس همان سؤالها مصاحبه را باز نويسي کنم و هر چيزي را که در همان موضوع در نظر داشته و دارم  با آزادي کامل و بدون دغدغه کوتاه کردن گفتگويم ، بنويسم .


---------------------------------------------------------


حتماً ديگر خودتان اين روزها از آشنائي ها و دوستي هاي بعضي دخترها و پسر ها و وضعيت و شکل آنها مطلع هستيد . اين روابط از منظر ديني در چه جايگاهي قرار دارد ؟


در اسلام بين زن و مرد مسلمان که به اصول اسلامي اعتقاد داشته و به آن پايبند هستند هر نوع رابطه اي در چارچوب خاصّي تعريف شده است و روابطي که به نام دوستي مصطلح و رايج ميان دختران و پسران ، امروزه در جامعه ما جريان دارد در هيچ يک از اين چهار چوب ها نمي گنجد. دوستي هاي بي قائده اي که امروزه رواج پيدا کرده هيچ حد و حريمي براي رابطه نمي شناسد و در حقيقت نوعي بي انضباطي و بي قانوني در روابط را موجب شده است که اگر کنترل نشود باعث هرج و مرج خواهد شد و دامنه اين هرج و مرج قطعاً در خيابان ها خلاصه نخواهد شد و رفته رفته به ساحت خانواده ها کشيده شده و کيان آن را به مخاطره خواهد افکند . چنين اتفاقي در دراز مدت جامعه ما را دچار آشفتگي سختي خواهد کرد که دود آن به چشم همه ما ، حتا همان کساني که چنين روابطي را مجاز مي دانند و احياناً به آن دامن مي زنند نيز خواهد رفت .


دوستي در معناي حقيقي آن از هر گونه شائبه جنسي تهي و از معني صداقت و شفقت پُر است اما هر کس تعصب نورزد و منصفانه قضاوت کند به اصل بودن انگيزه ها و گرايشات جنسي در اين گونه روابط به اصطلاح دوستانه اذعان خواهد کرد . اين نکته اي که عرض کردم تنها يک ادعا نيست . گروهي از مراجعين فراواني که به اشکال مختلف براي مشاوره به من مراجعه مي کنند دختران يا پسراني هستند که به نوعي آسيب چنين روابط به ظاهر دوستانه را درک کرده اند و يا در چنبره زخمهاي رنج آور آن اسير شده اند .


از سوي آنان که درگير چنين روابطي هستند گاهي دلائلي مانند : فقدان همسخن در خانه ، نياز به وجود رابطه با جنس مخالف براي کسب تجربه در زندگي آينده و ... مطرح مي شود که اگر بخواهيم به واقعيت هر يک از اين دلائل مراجعه کنيم در پس اين جملات انگيزه هاي ديگري را خواهيم يافت . نمي خواهم بگويم لزوماً تمام رابطه هايي که ميان دخترها و پسرها وجود دارد برآيند يک ميل جنسي است اما آنچه امروزه رايج است کمتر رنگ و بويي غير از اين دارد و به قول ما طلبه ها در روابط امروزين که به غلط نام عشق بر آن گذاشته مي شود اصل اولي وجود همين گرايش هاي فساد انگيز جنسي است . چنين روابطي با هر بهانه اي هم که باشد قطعاً از نظر شرعي حرام و غير مجاز است .



 مي گويند اکثر اين آشنائي ها بدون پايه عاطفي و بيشتر با تأکيد بر جنبه منفعت و سود جويانه شکل مي گيرد. شما اين نظر را قبول داريد ؟


اين گفته را با همان قيد اکثراً ، به طور اجمال قبول دارم . ببينيد به نظر من مشکل اين نيست که اين روابط از اول بدون پايه عاطفي شکل مي گيرد . مسئله اين است که با جنسي شدن فضاي جامعه حتا برخي گرايش ها و آشنائي ها هم که با جنبه هاي عاطفي آغاز مي شود در همان آغاز راه يا ميانه راه به بيراهه مي افتد و منزل آخر را در همان گام اول طي مي کند .


بايد قبول کرد که اصالت منفعت طلبي و سود جوئي نه فقط در روابط دخترها و پسرها که در تمام شئون انسان قرن حاضر ريشه دوانيده است . آن هم منفعت طلبي و سود جوئي که غالباً يک طرف رابطه را چاق و طرف ديگر را لاغر مي کند . شما اين آفت را  در مناسبات ديگر اجتماع امروز هم مي توانيد ببينيد .


خودخواهي افراطي که برخواسته از انديشه اومانيسم است به حق بيماري قرن ماست . خوب خيلي طبيعي است وقتي ما آدمها فقط به منافع خودمان (آن هم فقط منافع مادي) فکر مي کنيم ، وقتي ذهنيّت ما فقط به سمت بهره برداري و خوش گذراني خودمان مي رود ، همين مي شود . وقتي دين در افراد يا اجتماع تنها در نمودي ظاهري حضور مي يابد و تلقي ما از فرد مؤمن فقط به داشتن ظاهر اهل ايمان منحصر مي شود ، وقتي فرد يا جامعه ما فکر مي کند کارکرد دين منحصر به مسجد و محرم و ماه رمضان است بايد منتظر اين خودخواهي و اومانيسم لجام گسيخته باشيم ، در صورتي که يکي از کارکردهاي دين همين است که انسان را هم در جنبه کمال فردي به سامان برساند و هم در حوزه روابط اجتماعي آدمها را از پوسته خودشان خارج کند و در اصل آرماني را برايش رقم زند که وسعت انديشه و همتّش را از حوزه محدود خوديّت فرا تر برد و در اصل آرمانها يش را بيش از توجه به يک فرد وسيع کند .


انسان مؤمن به واسطه ايمانش نمي تواند خودخواه باشد و به همين دليل هم نمي تواند روابطش را چنان بر جنبه منفعت طلبي و سودجوئي تنظيم کند که در اثر آن طرف مقابل دچار کوچکترين زيان رواني ، اجتماعي و ... شود چرا که چنين رفتاري ظلم آشکاري است و اهل ايمان ظالم نيستند .


... ادامه دارد .


 


  رد پای مهربانی  ( )

   [آرشيو شده ها]

تمام نگاشته هایم از دیروز تا امروز

[29/4/1387- 4:50 ص] روابط دختر ها و پسر ها ...!!! ( قسمت سوم )
[21/4/1387- 2:50 ع] روابط دخترها و پسرها...!!! (قسمت دوم )
[10/4/1387- 10:18 ع] روابط دخترها و پسرها ... !!! ( قسمت اول )
[آرشيو شده ها]


 

Powered by : پارسي بلاگ
Template Designed By : MehDJ