• وبلاگ : سراي انديشه
  • يادداشت : روابط دخترها و پسرها ... !!! ( قسمت اول )
  • نظرات : 2 خصوصي ، 11 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + ط.مخبر 

    به نام خدا

    سلام.

    مثل هميشه مطلبتان عالي بود.وقتي اين پست را خواندم،ناخود آگاه زخم نه چندان كهنه اي در دلم سر باز كرد.

    خوب يادم هست روزهاي اول كه با كلي انرژي به دانشگاه مي رفتم ، چقدر اين موضوع مرا به هم ريخت و آزارم داد...من در يك محيط سالم تحصيل كرده بودم و فكر مي كردم آسمان همه ي شهرم همين رنگ است ؛ چه بسا خوش رنگ تر!!!

    ولي وقتي يك ماه نشد كه مذهبي ترين دوستم ماجراي ارتباطش را با يك پسر آن هم به بهانه ي آشنايي قبل از ازدواج برايم تعريف كرد فهميدم كه اين خبر ها هم نيست.جالب اين بود كه هر دو خيلي مذهبي بودند ولي هيچكدام از خانواده ها خبر نداشتند...

    و وقتي يكي از ديگر از همكلاسي هاي به ظاهر موقرم از من خواست تا از دوست پسرش بخواهم تا رهايش نكند...!!!فقط در آغوش مادرم گريستم...

    و اين فقط مربوط به كساني بود كه مرا متعجب كردند.

    و آنروزها خيلي به وظيفه ي خودم در قبال اين آدم ها فكر كردم ولي به هيچ نتيجه اي نرسيدم...چون مي دانستم آنها مشكل شرعي كار خود را خوب مي دانند...شايد من تنها مي توانم مواظب لغزش هاي خودم(كه كم هم نيستند)باشم.

    محتاج دعاي خير شما هستم.

    در پناه حق.