سلام برادرممنو گمون نكنم يادتون بياد... پارسال وبلاگ ديكه اي داشتم... متني درباره خوزستان نوشتم... و كامنت شما انننننقدر به دلم نشست كه به خودتون هم عرض كردم كه حاج آقا متن نظر شما از خود پستي كه من نوشته م و فكر ميكردم زيباست 100 درجه گيراتر و زيباتر بود.از همون زمان كژدار و مريض ميخوندم بلاگتونو... چون سيستمم خيلي قاط زده بود و با باز كردن بلاگهاي خاص ي ازجمله بلاگ شما فوري ارور ميداد و ...الان كه دارم مينويسم بي اختيار دارم اشك ميريزم....من تو بلاگ فراز (جوان مرحومي كه چه پاك رفت و چه ملكوتي) خوندم كه چه تاثيري بر قلب نازنيني مث ايشون داشتين.برادر خوبمنميتونم خودمو آروم نگه دارم
از 4شنبه كه بلاگ اين انسان و با نحوه مرگش و باخبر بودنش و... آشنا شدم... ديگه دلم آروم و قرار نداره...باورتون ميشه؟ من تا 4شنبه حتي 1 بار وبلاگش رو نه ديده و نه خونده بودم....برادر بزرگوارمدعا ميكنم خدا صبر بهمون بدهشما رو مثل پدر خودش ميدونست تين جوون.وبحق روح بزرگ همچو پسري در خور بزرگي قلب چون تو پدريست!منو ببخشيد كه مدام شاخه به شاخه ميپرم
خيلي آشفته م خيليخيلي