سفارش تبلیغ
صبا
از خدا بترس هر چند ترسى اندک بود ، و میان خود و خدا پرده‏اى بنه هر چند تنک بود . [نهج البلاغه]
سرای اندیشه
سید محمد حسن مخبر ( پنج شنبه 87/9/7 :: ساعت 12:3 صبح )

اگر چه هرگز ندانستم چرا مَطلَع این نوشتار (قسمت اول) برخی از خوانندگان را بر آشفت تا آنجا که مؤمنانه !!! اخلاق را زیر پا گذاشتند و به جای نقد اندیشه­ام به گفتن هر چه روا می پنداشتند (اگر چه در حاقّ واقع ناروا باشد) دست یازیدند. فکر می کردم این نوشته در دو قسمت به پایان خواهد رسید اما اکنون جز ارائه آن در چند قسمت چاره­ای ندیدم ، به امید خدای بزرگ قسمت سوم را نیز به زودی به خدمتتان ارائه خواهم کرد. قبلا از طولانی شدن مطلب عذر خواهی می­کنم و امیدوارم بر این حقیر به دیده عفو بنگرید. اکنون با کمال احترام به خوانندگان محترم ، خواهران و برادران ارجمندم و نظرات محترمشان قسمت دوم از مقاله ( ما گنهکار نیستیم ) را با توکل به ذات اقدس الهی و توسل به ذیل عنایت حضرت سید الساجدین (ع) به محضر شما خوبان تقدیم می­کنم و از حضرت ربوبی راهیابی به نور هدایتش را عاجزانه طلب می­کنم .

-----------------------------------------------------------------

إِلهِی لَمْ أَعْصِکَ حِینَ عَصَیْتُکَ وَ أَنَا بِرُبوُبِیَّتِکَ جاحِدٌ، وَ لا بِأَمْرِکَ مُسْتَخِفٌّ، وَ لا لِعُقُوبَتِکَ مُتَعَرِّضٌ، وَ لا لِوَعِیدِکَ مُتَهاوِنٌ، وَ لکِنْ خَطِیئَةٌ عَرَضَتْ وَ سَوَّلَتْ  لِی نَفْسِی وَ غَلَبَنِی هَوای َ وَ أَعَانَنِی عَلَیْهَا شِقْوَتِی وَ غَرَّنِی سِتْرُکَ الْمُرْخَى عَلَیّ [1]

خدای من آن هنگام که فرمانت را سر پیچی می کردم ، مقصودم سر پیچی کردن از تو نبود. گر چه گناه کردم اما نخواستم تا با گناه کردنم خدائی و ربوبیت تو را انکار کنم و یا این که دستور تو را در ترک گناه سبک بشمارم و یا این که عذاب تو را مورد اعتراض و تمسخر قرار دهم و یا هشدار تو بر عذاب را بی ارزش بشمارم ، بلکه این تنها خطا و اشتباهی بود که بر من عارض شد و از من سرزد ، نفسم مرا فریب داد و هوای نفسم بر من غلبه کرد و تیره روزی من مرا در این خطا یاری کرد و پرده پوشی­ات مغرورم ساخت ... .[2]

اجازه بدهید تا قبل از پرداختن به تفاوت انسانهای گناهکار با خطاکار و شرح این ادعا که (ما گنهکار نیستیم)  به بیان و توضیح برخی مفردات الفاظ به کار رفته در بیان نورانی حضرت سجاد بپردازیم .

ü       واژه (عصیان) به معنی ترک تبعیّت و در مقابل اتبّاع و پیروی است. به عبارت دیگر آنچه خلاف اطاعت است را عصیان می­گویند مانند آن که چون بنده امر مولای خویش را اطاعت نکند می­گویند ( عصی ربّه ).[3]

ü       اما واژه (خطیئة) که کوچک شده (مصغّر) خطاست به معنای غلط و اشتباه و در برابر صواب به معنی راستی و درستی است . [4]

ü       در تفاوت میان این دو واژه آمده است: خطا غالباً به کاری اطلاق می­شود که در انجام آن عمدی وجود ندارد[5] و نیز گفته­اند : خطا از جهت استحقاق ملامت از عصیان و امثال آن سبک تر است. تفاوت دیگر این که اگر کسی در انجام عمل زشتی عمد و قصد مخالفت داشته باشد و با اراده خویش و علم به مخالفت آن را مرتکب شود چنین عملی را خطا نمی گویند بلکه چنین عملی عصیان و معصیت نام دارد.[6]

ü       (عارض شدن) یعنی اضافه شدن . وصفی که ذاتی چیزی نباشد و هویت آن شیء را تأمین نکند عارض بر آن شیء می­خوانند. مانند علم زید که غیر از ذات و هویت زید است به گونه­ای که اگر زید عالم هم نباشد انسانیت و هویت او به قوّه خود باقیست. ویژگی عوارض آن است که غالباً از معروض خود قابل زوال و جدا شدن هستند مانند علم زید که ممکن است در اثر فراموشی از زید جدا شود .[7]

اکنون به مکتب نورانی معارف دعای اباحمزه ثمالی (رض) و دانشگاه انسان ساز بیانات نورانی حضرت سید­الساجدین امام زین­العابدین (علیه السلام) باز می­گردیم.

علائم گناهکاران :

در این فقره از دعا وجود مبارک امام زین العابدین (ع) به بیان ویژگیهای انسانهای گناهکار می­پردازد و چهار ویژگی برای رفتار آنان برمی­شمارد که اگر کسی با یکی از این انگیزه­ها از اطاعت امر الهی تخلف کند قطعاً معصیت کرده و به معنی واقعی کلمه گناهکار خواهد بود . این ویژگی ها به طور خلاصه عبارتند از :

1-      انکار ربوبیّت :

ربوبیّت به معنی پروردگاری و مالک بودن است و جحد به معنی انکار . بر این اساس اگر کسی با امر خدای تعالی به انجام یا ترک عملی مخالفت عملی کند با این انگیزه که با رفتارش ربوبیّت خدای سبحان را منکر شود و نشان بدهد که باوری به ربوبیت خدای بزرگ ندارد دچار معصیت و نافرمانی شده و قطعاً گناهکار خواهد بود . دقت کنید که انکار ربوبیّت خداوند گاهی با اعتقاد به خالقیّت و مبدأیّت همراه می­شود . به عبارت دیگر گناه کردن با چنین انگیزه ای لزوماً به معنی انکار وجود خدا نیست . ممکن است کسی وجود خدا را قبول داشته باشد اما ربوبیّت خدا که مستلزم پذیرش امر و نهی تشریعی اوست را انکار کند . مثال روشن چنین کسی ابلیس است که در عین باور به خالقیت خداوند بزرگ ربوبیت تشریعی او را که مستلزم اطاعت و سجده بر آدم بود منکر شد و با تکبر از امر الهی سرپیچی کرد .

2-      سبک شمردن دستورات الهی :

استخفاف به معنی خفیف و سبک شمردن است . بنا بر این اگر کسی با این انگیزه از امر خدا تخلف کند که با چنین عملی امر خدا را بی اعتبار بداند ونشان دهد که می­تواند به سادگی از دستور خدا تخلف کند چرا که دستور خدا چندان قابل اعتنا نیست که او خود را موظف به اطاعت آن بداند بی شک معصیت کار و گنهکار خواهد بود .

3-       جرأت و گستاخی در برابر عذاب الهی :

واژه (تعرّض) را چندین گونه معنی کرده­اند که دو شکل از آن با این مقام مناسبت بیشتری دارد .یک معنی آن گوشه زدن و معنی دیگر آن چیزی را خواستن و به سوی آن رفتن است. بنا بر معنای اول آن کسی با انگیزه تکبّر در برابر عذاب الهی می­خواهد با تخلف از امر الهی عذاب خدا را به سُخره بگیرد و یا بر اساس معنی دوم با تخلف از امر خدا می­خواهد خویش را در معرض عذاب قرار دهد تا نشان دهد که از عذاب خداوند هراسی ندارد قطعاً گناهکار است .

4-      تحقیر کردن وعیدهای خداوند:

وعید عبارت از وعده عذابهایی است که خداوند متعال در قرآن کریم یا از لسان نبی مکرم اسلام مطرح کرده است و واژه (متهاون) به معنی تحقیر کننده است . بر این اساس کسی که از امر خداوند سبحان سر پیچی می­کند تا بدینوسیله نشان دهد که وعید خداوند را به هیچ می­انگارد و برایش بی­اهمیت است و با عصیانش نشان دهد که عذاب خدا به زعم او حقیر تر از آن است که بتواند مانع تخلفش شود بدون شک ، معصیت کار و گناهکار است .

... ادامه دارد


پ . ن . 1 = لابد مشاهده فرموده اید که خواهرمان سرکار خانم آسیه باصری باغسیه در صفحه نظرات همین پست و پست قبلی چالشی با این نوشته داشتند . در پاسخ به آخرین نظر ایشان به فضل الهی مطلب شیرین و دلنشینی در وبلاگ دیگرم ( صهبای اندیشه ) نوشته ام که البته با این پست هم بی ارتباط نیست . از شما دوستان محترم دعوت می کنم چند دقیقه ای را هم به خواندن آن اختصاص دهید .شما می توانید با کلیک روی نام وبلاگ راه را کوتاه کنید.
 

[1]  الإقبال‏بالأعمال‏الحسنة  ص 71 و مصباح المتهجد ص 587

  [2] فرازهایی که به صورت آزاد ترجمه شد قسمتهایی بود از دعای گرانسنگ ابو حمزه ثمالی . نمی دانم ماه رمضانی که گذشت چقدر با این دعا و معارف والای آن ارتباط بر قرار کردید اما حتی اگر ماه رمضان هم توفیق ارتباط با بیانات نورانی این دعا نصیبتان نشده پیشنهاد می کنم برای ارتباط با معارف والای آن تا ماه رمضان سال دیگر صبر نکنید .

[3]  التحقیق  جلد 8 ص 192 و 193

[4]  همان

[5]  فروق اللغة ص 222

[6]  مراجعه کنید به کتاب التحقیق و مفردات راغب

[7]  مراجعه کنید به کتب منطقی و فلسفی مانند المنطق ، الجوهر النضید ، بدایة الحکمة ، نهایة الحکمة و ...





آنچه در حضور شماست